تبليغاتX
† فرشته من †
چهارشنبه یازدهم مهر 1386 | 17:44 | نویسنده : غزال

زمانی که من و همسرم با یکدیگر ازدواج کردیم وقت بسیار خوبی را باهم داشتیم و از زندگی لذت می بردیم تا اینکه واقعه ای در زندگی ما افتاد که ما را متاثر نمود

امروز در اتاق کوچکی در لندن زندگی میکنیم و هر روز
شاهد رشد تنها فرزند مان دانیال میباشیم، فرزندی که زندگی را برای ما شیرین و دگرکون نموده است  




+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 ساعت 17:44 توسط غزال





شنبه ششم مرداد 1386 | 23:20 | نویسنده : غزال

يك باردیگه موفق شدم تا درست سر وقت به بیمارستان برسم برای چکاب بیمارانم.  آنروز تنها کاری که می توانستم بکنم این بود که بشینم یک گوشه میز و یادداشت هایی را در دفتر دیاگرام یادداشت کنم و به بیماران لبخند بزنم. اگر چه در باطن احساس بیخودی و مردگی می کرد م ولی در ظاهر سعی می کردم که نشان دهم حالم خیلی خوبه و سرحالم. بعضی اوقات اتفاقاتی در زندگی ما رخ می ده  که باعث تغییر اساسی در زندگی ما میشه، تغییری که بعد از آن هیچ چیز و هیچ کس  نمی تواند آنرا عوض کنه. من از این خاطرات اغلب بعنوان آن "روزهای روز" یاد میکنم. روزهای طولانی وسیاهی که بمدت سه سال برای من بطول کشید.

 



+ نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386 ساعت 23:20 توسط غزال





پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 | 1:41 | نویسنده : غزال

شهادت برادر آلکس

 

در یک خانواده مسلمان به دنیا آمدم. پدر و مادرم سعی خودشان را کردند که من و دو خواهر و یک برادرم را به خوبی بزرگ کنند و با اعمالشان به ما نشان دهند که چطور باید خداوند را شکر و عبادت نمود.

من خیلی نسبت به همه چیز حساس بودم. مثلا: رفتار پدرم را که وقتی پشت ماشین می نشست چطور یک آدم دیگه می شد و با عصبانیت به همه فحش می داد و یا مادرم را که وقتی از کسی ناراحت می شد چطور او را نفرین می کرد. به این نتیجه رسیدم که خودم باید از یک راهی شروع کنم به خود شناسی و خدا شناسی. در سن 14 سالگی قرآن خریدم. مادرم خندید و گفت مگه ما در خانه قرآن نداریم. به خواندن قرآن و یادگیری پرداختم و در مدرسه نیز به قرائت قرآن برای دانش آموزان پرداختم. تصمیم گرفتم به حوضه علمیه بروم و در آنجا به یادگیری کلیه قرآن بپردازم. در جنوب شهر تهران جایی که ما زندگی می کردیم همه جور آدمی یافت می شد به غیر از تک و توکی افراد تحصیل کرده که خیلی کم می شد این اشخاص رو پیدا کرد. ولی از دزد و قاچاقچی گرفته تا آدم ربا و آدم کش خیلی فراوان بود



+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 1:41 توسط غزال





CopyRight © 2007 4masih All Rights Reserved