تبليغاتX
† فرشته من † -
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 | 23:45 | نویسنده : غزال

 

دل خود را به من بده

 

 

روز يكشنبه در كانون شادي ، اين آيه را به بچه ها ياد داده بودند:"اي پسرم دل خود را به من بده ."وقتي به خونه برگشت ، دخترك از والدين خود سوال كرد:"من آيه اين هفته خودم را خوب ياد گرفتم ، ولي ، اين يعني چي : دل خود را به من بده ؟"پدر جواب داد:"امروز وقت ندارم اين را به تو توضيح بدم دخترم ، اگر دوست داري چند روز ديگر به تو جواب خواهم داد. ولي مي توني كيف پوليت را به من قرض بدهي ؟ به آن احتياج دارم !"دخترك كه شديداٌ  متعجب شده بود، با ترديد فراوان به دنبال كيف پولش رفت : يك كيف پول قديمي كه كمي هم دركناره هايش خراش برداشته بود، ولي داخل آن تمام اندوخته هايش نهفته بود: چند سكه 25 توماني . بدون اين كه بداندكه چرا پدرش به اين ثروت كمش چشم دوخته بود، او كيف كوچكش را به پدر داد و پيش از اين كه در جيب پدر بروددر دستهاي بزرگ او گم شده بود... عجيب بود! خيلي هم عجيب بود! در واقع ، پدرش پولدار بود و هيچ گونه كمبودي در خانه نداشتند!از اين ماجرا چند روزي گذشت و هيچكس هيچ اشاره اي به اين جريان نكرد. و اين از همه عجيب تر بود! آيا بابا اين مساله را فراموش كرده بود؟بالاخره روزي پدرش او را صدا كرد و به او گفت :"دختر عزيزم ، بنظر تو چرا اون روز ازت كيفت را گرفتم ؟"دخترك جواب داد:"خوب ، چون داخل كيفم چيز زيادي نبود، پس فكر نكنم به درد شما خورده باشه ، فكر كردم كه شايد بخواهي چيزي در آن اضافه كني ."پدر جواب داد:"درست حدس زدي دختر كوچولوي من ، ولي چون ديدم كه كيف كوچولوي تو براي چيزي كه مي خواستم داخلش بگذارم قديمي شده بود، پس عوضش كردم . حالا، نگاه كن داخل آن چي گذاشتم !"دخترك با شادي كيف پول تميز و نو را باز كرد و با تعجب ديد كه بجاي چند سكه 25 توماني ، چندين اسكناس سبزبراق هزاري داخل كيفش قرار گرفته بود.پدر چنين گفت :"يادته اون روز از من پرسيدي كه عيسي چرا قلبهاي مار ا مي خواهد. ما فقط چيزي كه داريم را مي تونيم به خدا بديم : يك قلب قديمي و كهنه كه ارزش چنداني هم ندارد. در عوض اگر ما به او اعتماد كنيم او به جاي آن قلب قديمي يك قلب نو و پر ازگنجهاي آسماني به ما برمي گرداند. حالا، فهميدي چرا اين آيه را به شما ياد دادند"دخترك با شادي جواب داد:"البته پدر! فهميدم ...و مي خواهم قلب خود را به عيسي بدهم تا او يك قلب جديد و پر از گنجهاي آسماني به من بدهد.""

 

http://www.ci.pib.ir/



+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 ساعت 23:45 توسط غزال





CopyRight © 2007 4masih All Rights Reserved